X
تبلیغات
رایتل

داستانهای کوتاه

داستان کوتاه ، DASTAN KOTAH . dastan kotah . dastane kotah . داستان کوتاه درمورد والدین . dastanhaye kotah . غصه های کوتاه فردوسی . dastan tarikhi . داستان درمورد محبت مادر . dastan kootah . داستان های کوتاه تاریخی . 16,432,352

کلاغ و روباه نوین

1390,07,10 10:45 ب.ظ نویسنده: کیانا چاپ

کلاغ پیری تکه پنیری دزدید و روی شاخه درختی نشست…

روباه گرسنه ای که از زیر درخت می گذشت، بوی پنیر شنید، به طمع افتاد و رو به کلاغ گفت:

ای وای تو اونجایی!
می دانم صدای معرکه ای داری!
چه شانسی آوردم!
اگر وقتش را داری کمی برای من بخوان …

کلاغ پنیر را کنار خودش روی شاخه گذاشت و گفت:

این حرفهای مسخره را رها کن!
اما چون گرسنه نیستم حاضرم مقداری از پنیرم را به تو بدهم.

روباه گفت:

ممنونت می شوم ، بخصوص که خیلی گرسنه ام ، اما من واقعاً عاشق صدایت هم هستم.

کلاغ گفت:

باز که شروع کردی!
اگر گرسنه ای جای این حرفها دهانت را باز کن، از همین جا یک تکه می اندازم که صاف در دهانت بیفتند.

روباه دهانش را باز باز کرد.

کلاغ گفت :

بهتر است چشم ببندی که نفهمی تکه بزرگی می خواهم برایت بیندازم یا تکه کوچکی.

روباه گفت :

بازیه ؟! خیلی خوبه ! بهش میگن بسکتبال .

خلاصه … بعد روباه چشمهایش را بست و دهان را بازتر از پیش کرد و کلاغ فوری پشتش را کرد و فضله ای کرد که صاف در عمق حلق روباه افتاد.

روباه عصبی بالا و پایین پرید و تف کرد :

بی شعور ، این چی بود !

کلاغ گفت :

کسی که تفاوت صدای خوب و بد را نمی داند، تفاوت پنیر و فضله را هم نباید بفهمد.




نظرات (28)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
کلاغ و روباه نوین http://dastan-kotah-tarikhi.blogsky.com
کلاغ پیری تکه پنیری دزدید و روی شاخه درختی نشست…

روباه گرسنه ای که از زیر درخت می گذشت، بوی پنیر شنید، به طمع افتاد و رو به کلاغ گفت:

ای وای تو اونجایی!
می دانم صدای معرکه ای داری!
چه شانسی آوردم!
اگر وقتش را داری کمی برای من بخوان …

کلاغ پنیر را کنار خودش روی شاخه گذاشت و گفت:

این حرفهای مسخره را رها کن!
اما چون گرسنه نیستم حاضرم مقداری از پنیرم را به تو بدهم.

روباه گفت:

ممنونت می شوم ، بخصوص که خیلی گرسنه ام ، اما من واقعاً عاشق صدایت هم هستم.

کلاغ گفت:

باز که شروع کردی!
اگر گرسنه ای جای این حرفها دهانت را باز کن، از همین جا یک تکه می اندازم که صاف در دهانت بیفتند.

روباه دهانش را باز باز کرد.

کلاغ گفت :

بهتر است چشم ببندی که نفهمی تکه بزرگی می خواهم برایت بیندازم یا تکه کوچکی.

روباه گفت :

بازیه ؟! خیلی خوبه ! بهش میگن بسکتبال .

خلاصه … بعد روباه چشمهایش را بست و دهان را بازتر از پیش کرد و کلاغ فوری پشتش را کرد و فضله ای کرد که صاف در عمق حلق روباه افتاد.

روباه عصبی بالا و پایین پرید و تف کرد :

بی شعور ، این چی بود !

کلاغ گفت :

کسی که تفاوت صدای خوب و بد را نمی داند، تفاوت پنیر و فضله را هم نباید بفهمد.



امتیاز: 0 0
جواد
عالی بود
امتیاز: 0 0
علیرضا
خیلی جالب بود مسی
امتیاز: 0 0
حجت
خیلی خوب بود
امتیاز: 0 0
یگانه
سلام
داستان جالبی بود
میسی میسی
بووووووووووووووووووووووس
امتیاز: 0 0
star
خوب که چی؟ اخه جونم این چه طرز بیانه
جور دیگه هم میشد منظورتو برسونی
امتیاز: 0 1
سارا
مهشر بود
امتیاز: 0 0
رها http://fgfg
خاک تو سرت بیتربیت کبیوغلو عنگل کسافت بیسواد
امتیاز: 0 0
سلام
امتیاز: 0 0
negar
خیلی جالب بود عزیزم واقعا با کسی که احساس زرنگی میکنه نمچین رفتاری داشت
امتیاز: 0 0
vahid
khili ba haaaaaaaaaaaaaal bod
امتیاز: 0 0
جیگر زهرا
دمش گرم با این کاری که کرد ایول کلاغی
امتیاز: 0 0
parsa
خیلی خوشم اومد از صبح نخندیده بودم مرسییییییییی
09148857091
امتیاز: 0 0
خیلی خوب بود
امتیاز: 0 0
امتیاز: 0 0
عسل
خیلی ........................خوب بود! لذت بردم ازاین حرکت!! منم جای کلاغه بودم همین کارو می کردم
امتیاز: 0 0
خیلی جالب بود لایک اگه منم جای کلاغه بودم همین کارو می کردم
امتیاز: 0 0
راستگو
کلاغه می تونست یکی از آن بلوطهای کال را از درخت بکنه و کام روباه را تلخ کنه.بی ادبی کار بدی است از یک کلاغ فرهیخته بعیده.
امتیاز: 0 0
نسترن
اه اه حالمو بهم زد راه بهتری نبود آخه؟
امتیاز: 0 0
سمیه
کاملا با نظر عسل موافقم
امتیاز: 0 0
رضا
مرسیییییی
خیلی زیبا بود
امتیاز: 0 0
ساحل
خوشم اومد خوب حالشو گرفت
امتیاز: 0 0
ساحل
خوشم اومد خوب حالشو گرفت
امتیاز: 0 0
آشنا
بدنبود
امتیاز: 0 0
سعیدگلدست
سلام.میخواستم با سایت شما همکاری داشته باشم.متشکر میشم
امتیاز: 0 0
اه اه بی تربیت اه اه بی تربیت .... تا دنیا دنیاست تکرارش کن
امتیاز: 0 0
یاشار
اگه گفتین اسم او روباه چیه ؟ ................................................................................................................................عماد ازدبی
امتیاز: 0 0
I was struck by the hotsney of your posting
امتیاز: 0 0