X
تبلیغات
رایتل

داستانهای کوتاه

داستان کوتاه ، DASTAN KOTAH . dastan kotah . dastane kotah . داستان کوتاه درمورد والدین . dastanhaye kotah . غصه های کوتاه فردوسی . dastan tarikhi . داستان درمورد محبت مادر . dastan kootah . داستان های کوتاه تاریخی . 16,432,352

داستان کوتاه : پارمیس

1390,08,12 05:26 ق.ظ نویسنده: کیانا چاپ
لشکر ایران آماده جنگ شده و سواران پا بر رکاب اسب ، کورش پادشاه ایران از نزدیکان خداحافظی کرده و قصد راهبری سپاه ایران را داشت . یکی از نزدیکان خبر آورد همسر سربازی چهار فرزند بدنیا آورده ، فروانروای ایران خندید و گفت این خبر خوش پیش از حرکت سپاه ایران بسیار روحیه بخش و خوش یومن است . دستور داد پدر کودکان لباس رزم از تن بدر آورده به خانه اش برود پدر اشک ریزان خواهان همراهی فرمانروای ایران بود . فرمانروا با خنده به او گفت نگهداری و پرورش آن چهار کودک از جنگ هم سخت تر است . می گویند وقتی سپاه پیروز ایران از جنگ باز گشت کورش تنها سوغاتی را که با خود به همراه آورده بود چهار لباس زیبا برای فرزندان آن سرباز بود . این داستان نشان می دهد کورش پادشاه ایران ، دلی سرشار از مهر در سینه داشت. ارد بزرگ فیلسوف کشورمان می گوید : فرمانروای مردمدار ، مهر خویش را از کسی دریغ نمی کند .

می گویند سالها بعد آن چهار کودک سربازان رشیدی شدند ، آنها نخستین سربازان سپاه ایران بودند که از دیوارهای آتن گذشته و وارد پایتخت یونان شدند . نکته جالب آن است که یکی از آن چهار کودک دختر بود و نامش پارمیس که از نام دختر ارشد کورش بزرگ اقتباس شده بود .




نظرات (17)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
داستان کوتاه : پارمیس http://dastan-kotah-tarikhi.blogsky.com/
لشکر ایران آماده جنگ شده و سواران پا بر رکاب اسب ، کورش پادشاه ایران از نزدیکان خداحافظی کرده و قصد راهبری سپاه ایران را داشت . یکی از نزدیکان خبر آورد همسر سربازی چهار فرزند بدنیا آورده ، فروانروای ایران خندید و گفت این خبر خوش پیش از حرکت سپاه ایران بسیار روحیه بخش و خوش یومن است . دستور داد پدر کودکان لباس رزم از تن بدر آورده به خانه اش برود پدر اشک ریزان خواهان همراهی فرمانروای ایران بود . فرمانروا با خنده به او گفت نگهداری و پرورش آن چهار کودک از جنگ هم سخت تر است . می گویند وقتی سپاه پیروز ایران از جنگ باز گشت کورش تنها سوغاتی را که با خود به همراه آورده بود چهار لباس زیبا برای فرزندان آن سرباز بود . این داستان نشان می دهد کورش پادشاه ایران ، دلی سرشار از مهر در سینه داشت. ارد بزرگ فیلسوف کشورمان می گوید : فرمانروای مردمدار ، مهر خویش را از کسی دریغ نمی کند .

می گویند سالها بعد آن چهار کودک سربازان رشیدی شدند ، آنها نخستین سربازان سپاه ایران بودند که از دیوارهای آتن گذشته و وارد پایتخت یونان شدند . نکته جالب آن است که یکی از آن چهار کودک دختر بود و نامش پارمیس که از نام دختر ارشد کورش بزرگ اقتباس شده بود .
امتیاز: 0 0
تنستعصاغاشضتاضمنخصتلتستا اعضغت http://eeee
خیلی مسخره
امتیاز: 0 0
ژگگکگجکممگمگخمحکتتتئدنتدنوتدنو
عالی بود...!!!
امتیاز: 0 0
ادم خوب
ایییییییی بد نبود
امتیاز: 0 0
خیلی جالب بود
امتیاز: 0 0
gh007
امتیاز: 0 0
خوب
خوب خوب عالی
امتیاز: 0 0
ککککنتتت
خیلی بدبود
امتیاز: 0 0
نرگس آریایی
خیلییییییییییییییییییییی خیلیییییییییییییییییییییی
زیبا و دوست داشتنی بود.سپاس
امتیاز: 0 0
راستگو
یعنی کوروش دخترا را هم سربازی می برده.از حالا هم بدتر بوده .D:
امتیاز: 0 0
نغالفقفافقفافاا
امتیاز: 0 0
خیلی قشنگ بود
امتیاز: 0 0
یه دوست
کوروش فراتر از اونه که ما فکر می کنیم.چون از اسطوره ی بزرگمون هیچ حرفی بهمون نمی زنند.بدون تحقیق و شناخت حرف نزنیم تا شرمنده نشیم
امتیاز: 0 0
pegah
داستان قشنگی بود.من همیشه به دختر بودنم افتخار میکنم
امتیاز: 0 0
nilo
خیلی قشنگ بود !!!!!!!!!!!!!!!!
ولی حیف .......................................
دارن اسم کورش رو از تاریخ ایران پاک میکنن!
اما من هیچوقت فراموشش نمی کنم!!!!!!!!!!!!!!
امتیاز: 0 0
Ebrat amuz va ziba omidvarm kurosh braye hameye ma olgu bashe...
امتیاز: 0 0
A really good answer, full of rattnoaliiy!
امتیاز: 0 0